الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

646

الغدير ( فارسى )

فرمود ، در اقطار منتشر شد و در بلاد و شهرها شايع گشت . نامبرده سپس آنچه را كه در بارهء آيهء سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ « 1 » ذكر شد ، بيان كرده گويد : علماى عربيّت دربارهء حديث نبوى من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه گفته‌اند كه لفظ مولى به معانى متعددى آمده است ، سپس از معانى مولى ، نه معنى « 2 » را ذكر كرده گويد : و دهم به معناى « أولى » است ، چنان كه خداى تعالى فرمايد : فَالْيَوْمَ لا يُؤْخَذُ مِنْكُمْ فِدْيَةٌ وَ لا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مَأْواكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلاكُمْ . . . « 3 » ، سپس شروع به ابطال يكايك معانى مذكور كرده گويد : مراد از « مولى » در حديث غدير ، طاعت و فرمانبردارى محض و مخصوص است ، پس وجه دهم متعيّن است و آن « اولى » است و معناى فرمايش پيغمبر چنين مىشود : هركس كه من به او از خودش سزاوارتر هستم ، على به او سزاوارتر است . حافظ ابو الفرج ، يحيى بن سعيد ثقفى اصفهانى در كتاب خود به نام مرج البحرين به اين معنى تصريح كرده است ، چه نامبرده اين حديث را به اسناد خود از استادانش روايت نموده و دربارهء آن گفته است : پس رسول خدا دست على را گرفت و گفت : هركسى كه من ولىّ اويم و به او از خودش سزاوارترم ، على نيز ولىّ اوست . پس روشن شد كه تمام معانى « مولى » به معناى دهم آن « اولى » بازگشت مىنمايد و سخن آن جناب نيز دلالت به همين معنى دارد : آيا نه اين است كه من به مؤمنان از خودشان سزاوارترم ؟ و اين نصّ صريحى است در اثبات امامت على و پذيرش طاعت او . همچنين حضرتش دربارهء على فرمود : پروردگارا او را محور و مدار حق قرار ده . 5 - كمال الدين ابن طلحهء شافعى ( م 654 ) بعد از ذكر حديث غدير و نزول آيهء تبليغ دربارهء آن گويد : پس قول رسول خدا : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه مشتمل بر لفظ « من » : هركس مىباشد و چون اين لفظ داراى معناى عمومى است ، پس مىتوان گفت كه هر

--> ( 1 ) . معارج 70 / 1 . ( 2 ) . آن معانى عبارتند از : مالك ، آزادكننده ، آزادشده ، ياور ، پسر عمو ، هم‌پيمان ، متولى در امر ، همسايه ، سرور . ( 3 ) . حديد 57 / 15 : امروز نه از شما فديه و سربها پذيرند و نه از كافران . جايگاهتان آتش دوزخ است كه سزاوار شماست . ( و )